تبليغاتX
اینجا پیام نور
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
گزارش ویژه از خبرنگار ویژه

عرضم به حضور انورتون که چهارشنبه بودا. سالن دوکوهکی. جلسه پرسش و پاسخ

گفتیم: این سوالا رو بدین که بنده به عنوان فردی غیر مسئول در وبلاگ پاسخگو باشم تا هم رسالتم را انجام داده باشم و هم خوانندگان به رسالتم پی ببرند

گفتند: نمیشود. چون یک هویی یک چیزی میگویی گندش در می آید.

گفتیم: این گندش که میگویید دیگر چه صیغه ای است.

گفتند: گند همان سوتی است.

گفتیم: پس چه کنیم؟

گفتند: هنری داری برو دانشجو رو روشن کن.

گفتیم: مگر دانشجو کبریت است که روشنش کنم

گفتند: حالا

گفتیم چشم اینم روشن:

بیانیه خودم در خصوص جدا سازی دخترا: من نمیدانم که این دخترا چه اصراری به حضور در باهنر دارن.

مگر نمیدونند که (گلاب به روتون) توالت چه نقش مهمی در زندگی یک دانشجو دارد. بابا به پیر به
پیغمبر همه چی دارند الا توالت. اگر فرض کنیم که شما سر کلاسی و نیاز به توالت داری و چون توالت
نیست شما استرسی میشیی و چون استرسی شدی درس بی درس. و اگر نیاز نداشته باشی باز
هم استرسی میشی و خدا خدا میکنی که همچنان بی نیاز باشی.

 

خلاصه سوالات به دستمان نرسید تا به دستتان برسانیم

 
و اما بعد

 
گفتیم: چرا دکتر موغلی به این زودی از جلسه میرود. مگر نمیشنود که دانشجو از اعماق وجود به او
عشق می ورزد و می گوید "موغلی قهرمان، تو که دیگه نیستی مهمان، زوده برای رفتن، یه ذره بیشتر
بمان". نکند شام دعوت است؟

گفتند: شاید

گفتیم: دکتر را ولش، آخرش نتیجه جلسه چی شد؟

گفتند باید در گوشت بگوییم.

گفتیم: بگو

گفتند: هیچ!

---------------

استاد را جمعه روزی گفتیم درسمان ده. فرمود نه. گفتیم تورا به پیر قسمت میدهیم، درسمان ده.

گفت نه. گفتیم چرا؟ گفت من کتاب شما را به عمر ندیده ام پس درس ندانم که دهم پس بروید و وقتی دیگر مزاحم شوید.

حال این استاد که بود و کجا درس میداد و چه درس میداد بماند.

---------------

همین الان شایعه شد آقای خسروی کارشناس رشته های مهندسی کامپیوتر و فیزیک به لار منتقل شد.

زودتر یا تکذیب کنید یا تایید. آخه پروندم زیر دستشه قرار بود کاراش رو انجام بده........... زود تر که سکته رو زدم

---------------

گزارش رسیده که چند دانشجو به علت پیچ در پیچ بودن باهنر گم شده اند. از یابندگان درخواست میشود که این عزیزان را به ما تحویل دهند تا ما و خانوادشان را از نگرانی در آییم

-------------

ای گلستان دلم برایت تنگ است. دلم برایت سخت تنگ است. ........................................

|+| نوشته شده توسط برو بچ اینجا پیام نور در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 19:28 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar